سلام ما اومدیم و تولد یک سالگی آیهانم مبارک
سلام عزیزم قبل از هر چیزی تولد یک سالگیت تبریک میگم نانازم
و از
خدای مهربون روزی هزار بار تشکر میکنم که منو لایق مادر شدن کرد
تا مادر فرشته ناز و زیبایی مثل تو باشم خدای
مهربون متشکرم
واقعا چه حس زیبایی مادر
بودن

خوب بریم سراغ خبرای این مدت :این مدت که نبودیم رفتیم شهرمون
6/26 تولد من بود فرداش رفتیم عروسی دختر عموی من خیلی خوش
گذشت ولی حیف که یادم رفت عکس بگیرم بعد عسلم یه روز قبل
عروسی یعنی 6/27 یه دندونم از پایین در آوردی که میشد دندون
پنجمی بعدش جمعه 6/29 تولد سه نفره گرفتیم ولی مامانی ار کیکت
خیلی ناراحت شدم چون با مدلی که من گفته بودم زمین با
آسموووووووووووووووووون فرق داشت ولی خوب چون دیر از شهرون
برگشتیم کاریش نمیشد کرد ایشالله بمونه سال بعد
بعدش دیروز با بابایی بردیمت بهداشت برای واکسن که برای اولین بار
خودم دستت گرفتم شمام انقده پسر خوبی شده بودی که یه کوچولو
فقط گریه کردی
بعد ششمین دندونم دیروز دیده شد خیلی خوشحالم مامانی که
دندونات انقده خوب در میان آهان راستی یادم افتاد برای اولین بار یه
کوچولو سرما خوردی اونم یه روزه خوب شدی من خیلی ناراحت شدم
چون تا حالا مریض نشده بودی ولی به قول بابایی خودتو مقاوم کردی
دیگه
راستی مامانی پنج شنبه 6/28 صبح رفتیم آتلیه وقتی
عکسارو گرفتم برات میذارم
خوب بریم سراغ عکسا:
این مدل نشستن تازه یاد گرفتی
ای وااااااااای بخورمتتتتتتتت 

تا تلفن رو میزارم جاش زودی میای بر میداری یه کم میشینی بعد
میری

اینجا بابایی دستش درد نکنه
واسم کیک گرفته بود بدون اینکه من
بدونم غافلگیرم کرد و تا گذاشتیم که ببرمش شما این کارو کردی
عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم خیلی
دوستت دارم بهترینم











اینجا داشتی جوراب پات میکردی 


اولین نقاشی خوشگلم


فدای دستای مهربونت



سلام ما اومدیم و تولد یک سالگی آیهانم مبارک
